
روشنایی روز و منظره طبیعی بسیار زیبا. این عکس رو در فاصله 20 کیلومتری کرگل در حال برگشت از کرگل گرفتم.

درست بعد از اینکه از این راننده کامیون عکس گرفتم، ازش پرسیدم: چه مدتیه که تو اینجا و در جاده گیر کردی؟ اون جواب داد: من از ساعت 9 شب اینجا منتظر هستم و تمام شب رو اینجا هستم.
بالاخره بعد از 2 ساعت گیر کردن در جاده که توسط صدها کامیون به وجود آمده بود بالاخره توانستم از اونجا خلاص بشم. و ساعت 9 صبح بود. اون راننده 12 ساعت در کامیون خودش و بدون حرکت منتظر بود.
در حال گشت و گذار در وب بودم که سایت یک توریست رو پیدا کردم که خاطراتش رو از سفر به کرگل نوشته بود و من تصمیم گرفتم خاطرات رو به فارسی ترجمه کنم و عکس هایی که اون از سفرش تهیه کرده بود رو برای شما عزیزان قرار بدم. امیدوارم نظرات خودتون رو نسبت به وبلاگ به اطلاع من برسونید.
خاطرات و تصاویر در ادامه مطلب
ادامه مطلب

کرگل مرکز بخش کرگل (kargil district) از منطقه لداخ در ایالت جامو و کشمیر تحت کنترل هند است. کرگل دومین شهر بزرگ در لداخ بعد از له به حساب میآید.
کرگل در فاصله 60 کیلومتری از دراس و 204 کیلومتری سرینگر قرار دارد. در سمت دیگر یعنی شرق نیز با شهر له حدود 234 کیلومتر فاصله دارد و در جنوب شرقی آن نیز در فاصله 240 کیلومتری شهر پادام قرار دارد و از شهر دهلی پایتخت هند نیز 1047 کیلومتر فاصله دارد که در سمت جنوب این شهر قرار دارد.
جغرافیا:
کرگل حدود 2676 متر مربع مساحت دارد و در کنار ساحل رود سورو قرار گرفته است.
جمعیت:
در آمارگیری سال 2001 کرگل جمعیتی حدود 10000 نفر داشت. مردها 61 درصد و زنها حدود 39 درصد از جمعیت را در اختیار داشتند. حدود 73 درصد جمعیت کرگل باسواد هستند که آمار جالبی به حساب میآید و از آمار باسوادی کل هند که 73 درصد است تنها 1 درصد کمتر است. حدود 83 درصد مردهای کرگل باسواد و حدود 58 درصد زنان کرگل نیز باسواد هسند. در کرگل 10 درصد جمعیت زیر شش سال دارند.
جمعیت کرگل متشکل از دو گونه ی درد و تبتی هستند. مردم کرگل تا قبل از قرن 14 و 15 پیرو آئین بودیسم تبت بودند. بعد از این تاریخ بود که اسلام کم کم وارد کرگل شد. امروزه 90 درصد از مردم کرگل مسلمان و شیعه هستند ، 5 درصد سنی و 5 درصد باقیمانده نیز بودیست تبتی هستند.
سبک معماری مسجدهای قدیمی کرگل تلفیقی از سبک تبتی و ایرانی است در حالی که مسجدهای جدیدتر از سبک های جدید معماری ایرانی و عربی پیروی می کنند.

راه اصلی ارتباطی بین سرینگر و کرگل از کوهی به نام زوجیلا می گذرد که مسیری خطرناک را در خود دارد.
با سلام خدمت تمامی همشهری های عزیز
عده زیادی از دوستان انتقاد داشتند که چرا تصاویر راهپیمایی روز قدس در اسلامیه سکول در وبلاگ گذاشته نشده است. خدمت این دسته از عزیزان عرض کنم که این تصاویر تنها تصاویری بود که به دست من رسید و من در وبلاگ قرار دادم. مطمن باشید که اگر مطلب بهتری پیدا کنم در وبلاگ قرار می دهم.
در ضمن از کلیه عزیزان همشهری کرگلی که مطلب جالبی برای درج در وبلاگ دارند درخواست دارم که با بنده تماس بگیرند تا مطلب به نام خودشان در وبلاگ قرار داده شود.
محمد ضیاالدین 09385447483
جغرافیایی :
- لداخ ازلحاظ جغرافیای در205 کیلومتری در شرق کشمیر واقع شده است و هم مرز با دو کشور چین و پاکستان قرار گرفته است.منطقه لداخ در سال “1979″به دو شهرستان (کرگل) و (له(leh تقسیم شده است. شهرستان “له” اکثرجمعیت بودائی ودرشهر کرگل اکثریت با مسلمانان شیعه مذهب می باشد ومساحت تقریبی کرگل 14036 متر مربع است.
- تنها راه مواصلاتی این شهرستان با مر کز ایالت یعنی سرینگر از طریق رشته کوههای زوجیلا(Zojila) “که یکی از پر خطر ترین جادهای خاکی هندوستان است” می باشد باتوجه به اینکه آب وهوای منطقه بسیار سرد وکوهستانی است بر خلاف مرکز کشمیر برف شدیدی در زمستان می بارد. ولذا چهار ماه در زمستان، تنها راه مواصلاتی با مر کزهم بخاطر بارش شدید برف بکلی بسته می شود ودر این مدت مردم منطقه فقط از طریق خطوط هوائی می توانند با سائر مناطق رفت وآمد داشته با شند. جمعیت شهرکرگل طبق آخر ین سرشماری که درسال) 2001 (انجام شد(119307)میباشدکه”64955″ مرد و”54352″آنرا زنان تشکیل می دهند بیش از%85آنان را شیعیان تشکیل می دهند بر اساس تاریخ هند،اسلام در این منطقه در قرن “15″توسط میر شمس الدین عراقی منتشر شد
- این مبلغ الهی به شهر های بلتستان(از شهر های کنونی پاکستان)وکرگل برای انجام فریضه تبلیغ سفر های متعددی نمودند ودر پی آن اول سران شهر بلتستان به اسلام روی آوردند و در پی آن سران کرگل هم توفیق شرفیاب شدن به اسلام را پیدا کردند.خود مرکز شهر کرگل، محیطی تقریبا کوچکی است واکثر جمعیت آن در172 روستا ی کوچک وبزرگ اطراف آن سکونت دارند. طبق آخرین تقسیمات دولتی این شهر به”9″ بخش(BLOCK) تقسیم شده است وبخش های آن به ترتیب زیر می با شد:
- بخش کرگل (kargil) (اکثریت شیعه
- بخش سانکو (sankoo) اکثریت شیعه
- بخش دراس (drass) شیعه،اهل سنت،وهابی
- بخش جی ایم پور( g-m-pore trespone )کثریت شیعه
- بخش شرگول(shargool) اکثریت شیعه
- بخش شکر چکتن (shikar chiktan) اکثریت شیعه
- بخش تی سرو (tai suro) اکثریت شیعه
- بخش زانسکر (zanskar) اکثریت بودائی
- بخش شا (chaLungnak) اکثریت بودائی.
- لازم به ذکر است که به غیر از دو بخش اخیر در بقیه بخش ها بین %85 الی %100 جمعیت را مسلمانان شیعی مذهب تشکیل می دهند با توجه به اینکه اکثر جمعیت شهرستان را روستائیان تشکیل می دهند لذا شغل اکثر آنها کشاورزی ،دام پروری و باغ داری میباشند . محصولات اصلی این منطقه گندم،جو ،سیب،زرد آلو و….. میباشد.
فرهنگی:
- فرهنگ مقوله ای بسیار وسیع وپیچیده ای است وبر اساس یک تعریف جامع فرهنگ عبارتست از اعتقادات،ارزشها،اخلاق ورفتارهای متاثره از این سه،وهمچنین آداب و رسوم وعرف یک جامعه معین است.مهمترین شاخصه پیشرفت ویا پست رفت فرهنگ یک جامعه ارتباط مستقیمی با سطح آموزش پرورش آن جامعه داردوبا بررسی کیفیت تعلیم وتربیت می توان سطح فرهنگی منطقه ای را هم تا اندازه ای بدست آورد.
- منطقه از لحاظ تعلیم وتربیت متاسفانه تا همین اواخروضع قابل تعریفی نداشته است ودرصدبی سوادی بسیار بالا بوده است البته این خود علل متعددی دارد که در جای خود بیان خواهد شد ولی الحمدلله وضع در این اواخر کاملا تغییرپیدا کرده است وما شاهد حضور همه جانبه وبااشتیاق دانش آموزان،دانشجویان (دختروپسر) درمدارس ودانشگاههای سراسر کشمیر وسایر مناطق هند هستیم. این جای بسیار خوشحالی است که در سال 2001 درصد با سوادی 80/60 اعلام شد.اگر نگاهی هم به آمارمراکز آموزشی در منطقه بیفکنیم شاهد پیشرفت سریع در این موردهم میبا شیم.
- هم اکنون 543 مراکزآموزشی درکل شهرستان وجود دارد که شامل دو دانشگاه Degree College,، 14 مرکز پیش دانشگاهی Higher Secondary Schools ،35 دبیرستان High Schools ،و… دائر می باشد ودر کنار آنها مدارس خصوصی (private) زیادی هم در امر خدمات دهی آموزشی فعال هستند.وبعضی از این مدارس خصوصی ،رایگان از طرف ارتش به مردم هدیه شده است که از این دید جای تقدیر وقدر دانی است ولی متاسفانه در این نوع مدارس گرچه دانش آموزان از حیث آموزشی به پیشرفتهای قابل توجهی دست می یا بند ولی از نظر سطح فرهنگ واعتقادات اسلامی بسیار ضعیف وگاها آموزه های ضد فرهنگ اسلامی آموزش داده میشود .
مراکزفرهنگی اسلامی:
- گرچه به تبع دولت، مراکز فرهنگی دولتی زیادی در شهرستان وجود دارد ولی اینها مراکز دینی از سوی مردم وعلما قلمداد نمی گردد آنچه مرکز فرهنگی رسمی دینی قلمداد می گردد در درجه اول مساجد وحسینیه ها می با شند که الحمدالله مساجد وحسینیه های زیادی در سر تا سر شهرستان وجود دارد ودر کنار آن مکاتب دینی هم برای دانش آموزان ساخته شده است که آنها بعد از تعطیلی مدارس دولتی برای فرا گرفتن دروس اختصاصی اسلامی به این مراکز مراجعه می کنند در مرکز شهرستان هم علاوه بر مسجد جامع (که عمارتی با شکوه در دو طبقه ساخته شده است) دو مرکز اسلامی وجود دارد :
- حوزه علمیه اثنا عشریه(ISK)
- موسسه یاد بود امام خمینی(ره)(IKMT)
- مرکزاول یعنی حوزه علمیه اثنا عشریه از قدیمی ترین مراکز اسلامی شهرستان است ومردم از قدیم الایام برای پاسخ گرفتن هر نوع سوالات شرعی وحتی نخبگان برای خط ومشی گرفتن درامر سیاسی به این مرکز مراجعه می کردند واگر نگوئییم همه،اکثر علما منطقه عضو ویا در ارتباط با این مرکز بوده اند ویک قدرت فرهنگی،دینی،سیاسی بلا منازعی در منطقه تشکیل داده بودند اما مرکز دوم یعنی موسسه یاد بود امام خمینی(ره) بیش از دو دهه از تشکیل آن نمی گذرد واین موسسه بعد از رحلت امام خمینی توسط بعضی علما و معلمان دولتی ،ابتدا برای برگزاری سالروز رحلت امام تشکیل شد وبعد از آن رسما حضور دائمی در منطقه را بعنوان یک مرکز دینی، فرهنگی،سیاسی توسط بعضی علمای بلاد اعلام شد .
سیاسی، اجتماعی:
- شهرستان کرگل از لحاظ حقوق سیاسی اجتماعی هیچ تفاوتی با سائر مردم درسراسرهند وکشمیر ندارند وحتی بعضی حقوق اضافی (بخاطر قرار گرفتن در منطقه محروم ) اعطا شده است علاوه برداشتن شورای شهر تام الاختیار (LAHDC) که در کل استان به 4 شهرستان داده شده است این شهرستان حق دارد دو نما ئنده درپارلمان ایالتی ، ویک نماینده درپارلمان مشورتی ایالت ویک نماینده درپارلمان مرکزی در دهلی نو ( که آنها نخست وزیر هند را انتخاب می کنند) داشته باشند البته نما ینده پارلمان مرکزی مشترک بین دو شهرستان کرگل و له می باشد.
نگاهی اجمالی به وضعیت موجود سیاسی، اجتماعی منطقه:
- همان طوریکه گفته شد شهرستان کرگل دونماینده در پارلمان ایالتی دارد هر دو نما ینده پارلمان ایا لتی (MLA) شهرستان تا حال از بین شیعیان منطقه انتخاب شده است وحتی از چند دوره پیش یک وزیرایالتی هم به یکی از دو نمایندگان اعطا می شود که بعنوان نمونه در دوره پیش جناب آقای حاجی نثار بمدت چهار سال بعنوان وزیر رفاه وامور اجتماعی در ایالت جمون وکشمیر خدمت کرده است . وهم اکنون هم نماینده دیگر منطقه جناب آقای قمبر علی آخون در وزارت حمل و نقل وامور صارفین مشغول خدمت می با شد. ودر کنار آن درپارلمان مشاورتی جناب آقای سید احمد رضوی “MLC” ( که از فارغ التحصیلان حوزه علمیه قم می باشد ) نما یندگی این شهرستان را انجام می دهند.
- در شورای شهر ( LAHDC ) که تنها دو دوره از تاسیس آن می گذرد از کل 30 نماینده آن 26 نماینده از سوی مردم وچهار نماینده از طرف حکومت انتخاب می شودودر این دوره از میان 26 نماینده بیش از 6 نماینده از طلاب (علما) انتخاب شده است و حتی یکی ازطلاب جناب آقای سید کاظم صابری(که از فارغ التحصیلان حوزه علمیه قم می باشد) عضو اعضا رئیسه و(executive) مسئول امور ترقی می باشد .
- اما نماینده پارلمان مرکزی که مشترکا بین دو شهرستان له و کرگل منتخب می شود همیشه رقابت تنگاتنگی بین دوشهرستان کرگل وله وجود داشته است ولی این مسلم است که اگر دومرکز اسلامی در کرگل متحدشوند همیشه پیروزی با انان خواهد بود ودر انتخابات سال قبل”2008″علی رغم اختلافات موجود بین دو مرکز جناب آقای حسن خان از شیعیان کرگل بعنوان نماینده در پارلمان مرکزی انتخاب شده است.
احزاب و گروهها:
- همچنانکه در کل هندوستان دو حزب بسیار قدرت مندیعنی حزب کنگره” Indian National Congress” به رهبری خانم سونیا گاندی ودیگری حزب بی جی پی به رهبری “ال کی ادوانی”(L.K.ADWANI) ،فعال هستند وهم اکنون هم حکومت مرکزی هند بدست حزب کنگره می با شد این دو حزب در شهرستان کرگل هم بسیار فعال هستند. بر خلاف حزب بی جی پی(BJP) که چندان محبوبیت وطرفدارانی در منطقه ندارند حزب کنگره بسیار قدرتمند در کل کشمیر می باشد وهم اکنون حکومت ایالتی با ائتلاف این حزب وحزب”NC” میباشد.
- از طرفی دیگر حزب “NC” (National conference) به رهبری فاروق عبدالله (Minister of new & renewable energy وزیر انرژی های جدید در حکومت مرکزی) وپسر او عمر عبدالله (chief minister)(نخست وزیر کنونی ایالت جمون وکشمیر) یکی از قدرت های بلا منازع منطقه بشمار می آید حزب NC در کرگل هم بسیار قدرتمند است تا آنجا که هم اکنون هر دو نماینده کنونی کرگل عضو این حزب میباشند.
- اما ازطرفی دیگر دو مرکز غیر حزبی واسلامی “حوزه علمیه اثنا عشریه و موسسه یاد بود امام خمینی” هر دو در امر سیا ست بسیار فعال واثر گزار می با شند به یقین می شود گفت که سیرو تحولات منطقه از لحاظ سیاسی و دینی در این دو مرکز رقم می خورد و بقیه احزاب سیاسی که نام آنها ذکر شد بدون ائتلاف با یکی از این دو مرکز ره به جائی نمی رسد.
- همانطوریکه قبلا گفته شد مدرسه اثنا عشریه قدیمی ترین و مهمترین مرکز فرهنگی وسیاسی بوده وقبل از تاسیس موسسه امام خمینی مرجع بالکل تمام شیعیان منطقه واطراف بوده است واین مرکز با حمایت اکثریت روحانیت، قدرت اول منطقه تبد یل گشته بود ولی عدم شفاف سازی امور وسلیقه ای عمل نمودن برخی افراد مسئول بخصوص در امرانتخاب مسئولین ، نتوانستند افکاراکثریت را همراه خودنگهدارند ولذا قدرت همیشگی خود را کم کم از دست داده اند. ودر این اثنا موسسه امام خمینی تاسیس می شود وآنهابا شعار های جدید ،مردم بخصوص جوانان را بسوی خود جلب وبا تبلیغات وعملکردشفاف گروهی منسجم را تشکیل دادند .
- این گروه ابتداباانتخاباتی آزاد تمامی مسئولین خود راانتخاب وسپس به فعالیتهای گسترده خود اغاز نمودند و بادیدن این نوع فعا لیتها اکثر جوانان، دانشجویان، معلمان، وحتی جمعیت کثیری از علماوطلاب به حامیان این موسسه پیوستند برخی از آمار تا %70 از مقبولیت عمومی را تخمین زدند.برخی معتقد هستند که اگر موسسه مذکوربا همین روش و سرعت به فعالیتهای خود ادامه میداد اکنون قدرت اول بلا منازع منطقه بود.
- اما متاسفانه بعد از مدتی مسائلی پیش آمد که موسسه با آن مسائل بر خورد های غیر اصولی وغیر منطقی وکاملا احساسی انجام دادند باین طریق محبوبیت خود را بطور قابل توجهی از دست دادند مسائلی که اگرکمی با تدبیر و تدبر با آن برخورد می شد این چنین وضعی پیش نمی آمد البته در این رخدادهای سیاسی دینی هر دو گروه مواضع وفعل وانفعالات غیر اصولی داشتند ولی عملا شکست سیاسی اجتماعی موسسه کاملا نمایان تر بود.
- منابر بجای وعظ ونصیحت وانتشارعلوم ومعارف آل البیت به محلی برای انتقام گیری ازهم دیگر تبدیل شد و متاسفانه در این بین دین، شعائر مذهب، مراجع هم از هتک وحرمت مصونیت نماند.
- درنتیجه این اختلافات شکست سنگین مسلمانان در انتخابات پارلمان مرکزی در مقابل بودائیهابود هنوز دو گروه سر گرم اختلافات داخلی وبهت زده ازنتیجه انتخابات پارلمان مرکزی بودند که اولین دوره انتخابات شورای شهر هم فرارسید و حزب” NC “به رهبری قمر علی آخون” توانست با حمایت پیدا وپنهان مدرسه اثنا عشریه اولین دولت محلی را در سال 2004 تشکیل دهد با آشکارتر شدن رابطه حزب” NC “ومدرسه در تشکیل حکومت، اختلافات دوباره به اوج خود رسید ومسئولین موسسه توانستند بعد از گذشت یکسال از تشکیل حکومت با جلب توجه نمایندگان آذاد حکومت NC را بشکنند و خود حکومت تشکیل بدهند واین حکومت تا پایان وقت قانونی یعنی تا سال 2008 ادامه یافت.اما در این مرحله از انتخابات مدرسه با ائتلاف حزب NCو دو گروه دیگر در انتخابات 2008 شورای شهر پیروزی را از آن خود نمودند واین ائتلاف در دو انتخابات پارلمان ایالتی و مرکزی ادامه داشت ودر همه این انتخابات پیروز مطلق بودند.
- منبع: البیان کرگل
لینک دانلود نوحه جدید حسن صادق مداح اهل بیت رو برای دانلود گذاشتم. امیدوارم لذت ببرید و نظرات خودتان را هم بیان کنید.
برای دانلود روی ادامه مطلب کلیک کنید.
با تشکر
ادامه مطلب

مقدمه
بنده خیلی متاسفم که بگویم در این سه، چهار سال اخیر، برخی کارها در ارتباط با مراسم عزاداری ماه محرم دیده شده است که دستهایی به غلط، آن را در جامعهی ما ترویج کردهاند. کارهایی را باب میکنند و رواج میدهند که هر کس ناظر آن باشد، برایش سوال به وجود میآید. به عنوان مثال، در قدیم الایام بین طبقهی عوامالناس معمول بود که در روزهای عزاداری، به بدن خودشان قفل میزدند! البته، پس از مدتی، بزرگان و علما آن را منع کردند و این رسم غلط برافتاد... قمهزدن نیز همینطور است. قمهزدن هم از کارهای خلاف است. (1)
1- ماهیت قمهزنی
الف- جعلی بودن
قمهزدن، سنتی جعلی است. از اموری است که مربوط به دین نیست و بلا شک، خدا هم از انجام آن راضی نیست. (2)
ب- بدعت بودن
من حقیقتا هر چه فکر کردم، دیدم نمیتوانم این مطلب - قمهزدن - را که قطعا یک خلاف و یک بدعت است، به اطلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند؛ بنده راضی نیستم. (3)
ج- نماد وهن مذهب تشیع
اینجانب میبینم که چگونه اخلاص و محبت مردم به سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیهالسلام مورد جفا در قضاوتهای جهانی واقع میشود، چگونه درک روشنبینانهی آنان در اعتقاد به مقام والای اهلبیت علیهمالسلام، به خاطر بعضی اعمال جاهلانه، حمل بر اموری میشود که از ساحت شیعه و ائمه بزرگوارشان بسی دور است... میبینم که بعض اعمالی که هیچ ریشهی دینی هم ندارد، بهانه به دست دشمن مغرض میدهد که بدان وسیله هم اسلام و تشیع را – العیاذبالله - به عنوان آئین خرافه معرفی کنند. (4)
د- خرافی بودن و مصداق عزاداری نبودن قمهزنی
کار غلطی است که عدهای قمه به دست بگیرند و به سر خودشان بزنند و خون بریزند. این کار را میکنند که چه بشود؟! کجای این حرکت، عزاداری است؟! البته، دست بر سر زدن، به نوعی نشانهی عزاداری است. شما بارها دیدهاید، کسانی که مصیبتی برایشان پیش میآید، بر سر و سینهی خود میکوبند. این نشانهی عزاداری معمولی است. اما شما تا به حال کجا دیدهاید که فردی به خاطر رویکرد مصیبت عزیزترین عزیزانش، با شمشیر بر مغز خود بکوبد و از سر خود خون جاری کند؟! کجای این کار، عزاداری است؟! (5)
2- آثار و بازتابهای منفی قمهزنی
الف- مخدوش شدن چهره تشیع
نباید کاری کنیم که آحاد جامعه اسلامی برتر، یعنی جامعه محبِّ اهلبیت علیهمالسلام که به نام مقدس ولیعصر (ارواحنا فداه)، به نام حسین بن علی (علیهالسلام) و به نام امیرالمومنین (علیه الصلاة والسلام) مفتخرند، در نظر مسلمانان و غیرمسلمانان عالم، به عنوان یک گروه آدمهای خرافی بیمنطق معرفی شوند. (6)
ب- سوء استفاده دشمن از قمهزنی برای تبلیغ بر ضد تشیع
میبینم که چگونه عزاداری بر جگر گوشگان زهرای اطهر (علیهم السلام) مورد تبلیغ سوء دشمنان متعصب و تبلیغاتچیهای شیطان استعمار قرار میگیرد، میبینم که بعض اعمالی که هیچ ریشهی دینی هم ندارد، بهانه به دست دشمن مغرض میدهد که بدان وسیله هم اسلام و تشیع را العیاذبالله به عنوان آئین خرافه معرفی کنند و هم بغض و عداوت خود را نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی در تبلیغات خود آشکار سازند. (7)
دستورالعمل روسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا ؟ چون قمهزدن، برای آنها یک وسیلهی تبلیغ بر ضد دین و بر ضد تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، اینگونه علیه دین استفاده میکند. هر جا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد.
من در دو، سه سال قبل از این، راجع به قمهزدن مطلبی را گفتم و مردم عزیز ما، آن مطلب را با همه وجود پذیرفتند و عمل کردند. اخیرا مطلبی را کسی به من گفت که خیلی برایم جالب و عجیب بود. برای شما هم آن مطلب را نقل میکنم. کسی که با مسائل کشور شوروی سابق و این بخشی که شیعهنشین است - جمهوری آذربایجان - آشنا بود، میگفت: آن زمان که کمونیستها بر منطقهی آذربایجان شوروی سابق مسلط شدند، همه آثار اسلامی را از آنجا محو کردند. مثلا مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیهها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانهای از اسلام و دین و تشیع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمهزدن بود!
دستورالعمل روسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا ؟ چون قمهزدن، برای آنها یک وسیلهی تبلیغ بر ضد دین و بر ضد تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، اینگونه علیه دین استفاده میکند. هر جا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد. (8)
ج- ضایع شدن فداکاری گذشتگان برای حفظ آبروی تشیع
شیعهی محّب و مخلصی که در روز عاشورا با قمه سر و روی خود و حتی کودکان خردسال خود را خونین میکند، آیا راضی است که با این عمل خود در روزگاری که هزاران چشم عیبجو و هزاران زبان بدگو، در پی بد معرفی کردن اسلام و تشیع است، عمل او را مستمسک دشمنی خود قرار بدهد؟ آیا راضی است که با تظاهر به این عمل، خون دهها هزار جوان بسیجیصفت عاشق را که برای آبرو دادن به اسلام و تشیع و نظام جمهوری اسلامی بر زمین ریخته شده است، ضایع سازد؟ (9)

3- ضرورت مقابله با قمهزنی
میدانم عدهای خواهند گفت: «حق این بود که فلانی اسم قمه را نمیآورد.» خواهند گفت: «شما به قمهزدن چه کار داشتید؟ عدهای میزنند؛ بگذارید بزنند!» نه؛ نمیشود در مقابل این کار غلط سکوت کرد. اگر به گونهای که طی چهار، پنج سال اخیر بعد از جنگ، قمهزدن را ترویج کردند و هنوز هم میکنند، در زمان حیات مبارک امام (رضوان الله علیه) ترویج میکردند، قطعا ایشان در مقابل این قضیه میایستادند. (10)
الف- توجه به عوامل ترویج قمهزنی
این کار، قطعا خلاف است. امام حسین علیهالسلام، به این معنا راضی نیست. من نمیدانم کدام سلیقههایی و از کجا این بدعتهای عجیب و خلاف را وارد جوامع اسلامی و جامعه انقلابی ما میکنند؟! (11)
ب- علت عدم موضعگیری علمای سلف
علمای سلف دستشان بسته بود و نمیتوانستند بگویند «این کار، غلط و خلاف است.» امروز روز حاکمیت اسلام و روز جلوه اسلام است. (12)
ج- اولویت با ضررهای اجتماعی قمهزنی است
آنچه از قول مراجع سلف (رحمة الله علیهم) نقل شده است، بیش از این نیست که اگر این کار ضرر معتنیبه ندارد جایز است؟ آیا سبک کردن شیعه در افکار جهانیان ضرر معتنیبه نیست؟ آیا مخدوش کردن محبت و عشق شیعیان به خاندان مظلوم پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به خصوص شیفتگی بی حد و حصر آنان به سالار شهیدان (علیهالسلام) را بد جلوه دادن، ضرر نیست؟ کدام ضرر از این بالاتر است؟ (13)
د- عمومیت پیدا کردن و تظاهر به قمهزنی در زمان کنونی
اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلبا از او ناراضیام. این را من جدا عرض میکنم. یک وقت بود در گوشه و کنار، چند نفر دور هم جمع میشدند و دور از انظار عمومی مبادرت به قمهزنی میکردند و کارشان، تظاهر - به این معنا که امروز هست - نبود. کسی هم به خوب و بد عملشان کار نداشت؛ چرا که در دایرهی محدودی انجام میشد. اما یک وقت بناست که چند هزار نفر، ناگهان در خیابانی از خیابانهای تهران یا قم یا شهرهای آذربایجان و یا شهرهای خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشیر بر سر خودشان ضربه وارد کنند؛ این کار، قطعا خلاف است. امام حسین علیهالسلام، به این معنا راضی نیست. من نمیدانم کدام سلیقههایی و از کجا این بدعتهای عجیب و خلاف را وارد جوامع اسلامی جامعه انقلابی ما میکنند؟! (14)
اگر قمهزدن به صورت عملی انفرادی در خانههای در بسته انجام میگرفت، ضرری که، ملاک حرمت است، فقط ضرر جسمی بود، ولی وقتی این کار علی رووس الاشهاد و در مقابل دوربینها و چشمهای دشمنان و بیگانگان بلکه در مقابل چشم جوانان خودمان انجام میگیرد، آن وقت دیگر ضرری که باید معیار حرمت باشد فقط ضرر جسمی و فردی نیست، بلکه مضرات بزرگ تبلیغی که با آبروی اسلام و شیعه سر و کار دارد نیز باید مورد توجه باشد. امروز این ضرر، بسیار بزرگ و شکننده است و لذا قمهزدن علنی و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است. (15)
یک وقتی ما راجع به تظاهرات قمهزنی مطلبی را گفتیم، از گوشه و کنار صدا بلند شد که با عزاداری امام حسین علیهالسلام مخالف است؛ نه خیر! این مخالف با عزاداری نیست؛ بلکه مخالفت با ضایع کردن عزاداری امام حسین علیهالسلام است.
ه- واکنشها به اعلام حرمت تظاهرات قمهزنی
به نظر ما قمهزنی یک خلاف شرع قطعی بوده و هست؛ این را ما اعلام کردیم و بزرگانی هم حمایت کردند؛ اما بعد دیدیم از گوشه و کنار، کسانی در جهت عکس این، عمل میکنند! اگر قمهزنی اشکال هم نداشته باشد و حرام هم نباشد، واجب که نیست! چرا در جاهایی برای این چیزهای بعضا خرافی انگیزه وجود دارد؟ آنهایی هم که جنبه خرافی محض ندارند، لااقل این مقدار هست که در دنیای امروز، در فرهنگ رایج جهانی امروز، در عقلانیاتی که امروز در داخل خانههای ما و بین جوانان و دختران و پسران ما رایج است، عکسالعمل نامناسب ایجاد خواهد کرد. اینها از بیّنات شرع نیست که ما بگوییم چه دنیا بپسندد، چه نپسندد، ما باید اینها را بگوییم؛ حداقل اینها «مشکوکٌ فیه» (16) است. (17)
ما چند سال پیش اینجا راجع به قمهزنی - امری که «بیّن الغی» (18) است - مطالبی گفتیم؛ بزرگانی صحبت کردند؛ نجابت کردند؛ قبول کردند و مردم زیادی هم پذیرفتند. یک وقت دیدیم از گوشههایی سر و صدا بلند شد که آقا شما با امام حسین مخالفید! معنای «سفینة النجاة و مصباج الهدی» این است که ما عملی را که بلا شک شرعا محل اشکال است و به عنوان ثانوی هم حرام مسلم و بیّن است، انجام دهیم؟ باید این روشنگریها را بکنیم تا نسل جوان ما به اسلام بیشتر علاقهمند شود. (19)
یک وقتی ما راجع به تظاهرات قمهزنی مطلبی را گفتیم، از گوشه و کنار صدا بلند شد که با عزاداری امام حسین علیهالسلام مخالف است؛ نه خیر! این مخالف با عزاداری نیست؛ بلکه مخالفت با ضایع کردن عزاداری امام حسین علیهالسلام است. (20)
پینوشتها:
1- بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانه ماه محرم 17/03/1373 .
2- همان .
3- همان .
4- پاسخ به نامه امام جمعه اردبیل حجةالاسلام والمسلمین آقای مروج، 27/03/1373.
5- بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانه ماه محرم 17/03/1373 .
6- همان .
7- پاسخ به نامه امام جمعه اردبیل حجةالاسلام والمسلمین آقای مروج 27/03/1373 .
8- بیانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینی(ره) مشهد مقدس رضوی 01/01/1376 .
9- پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه امام جمعه اردبیل حجةالاسلام والمسلمین آقای مروج 27/03/1378 .
10- بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانه ماه محرم 17/03/1373 .
12- همان .
13- همان .
14- پاسخ به نامه امام جمعه اردبیل حجةالاسلام والمسلمین آقای مروج 27/03/1373 .
15- بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانه ماه محرم 17/03/1373 .
16- همان .
17- آنچه در آن تردید وجود دارد .
18- بیانات رهبری معظم انقلاب در جمع نمایندگان مجلس خبرگان رهبری 27/12/83 .
19- آنچه نادرستی و بطلان آن آشکار است.
20- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 17/6/84 .
21- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم قم 19/10/86 .
منبع:
دست پنهان، دفتر فرهنگی فخرالائمه(علیهم السلام)

قمهزنی مراسمی است که در بعضی شهرستانها و بلاد شیعی و توسط برخی از عزاداران امام حسین علیه السلام اجرا میشود و در تأسی به مجروح و شهید شدن سیدالشهداء (علیه السلام) و شهیدان کربلا و به عنوان اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین علیه السلام انجام میگیرد. شرکت کنندگان در این مراسم، صبح زود روز عاشورا، با پوشیدن لباس سفید و بلندی همچون کفن، به صورت دسته جمعی قمه بر سر میزنند و خون، از سر بر صورت و لباس سفید جاری میشود. بعضی هم برای قمهزنی نذر میکنند، برخی هم چنین نذری را درباره کودکان خردسال انجام میدهند و بر سرِ آنان تیغ میزنند، تا از محل آن خون جاری گردد.
در اینجا به توصیف صحنههایی از دسته قمهزنی در شهر کاظمین به نقل از کتاب «تراژدی کربلا» میپردازیم:
گروه سرشکافته و خونآلود قمهزنان، چنان منظره دهشتناکی پدید میآورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچیان را فرا میگیرد... خون، با نخستین ضربه فوران میزند؛ اما گاه برخی آنچنان به شور و هیجان میآیند که ضربههای محکمی بر سر فرود آورده و خون بیشتری از سر خود جاری میسازند.
«روز عاشورا در بیشتر شهرها و روستاهای عراق، روز حزن و اندوه و سوگ است. دیدگان اشکبار و رنگ سیاه پرچمها و چهرههای خاک آلود، در همه جا به چشم میخورد؛ تنها کفنهای قمهزنان به رنگ سفید و با لکههایی از خون دیده میشود. مردانی که شعار «فداییان حسین» را بر کفنها نگاشته، قمه، شمشیر و یا خنجری بر دستان گرفته و بر سرهای تراشیده خود زخمهایی گاه بسیار عمیق و شدید وارد میآورند. دسته بیضوی شکل آنها با عبور از خیابان اصلی کاظمین به حرم وارد میشود ... عزاداران با رسیدن به حرم کاظمین، با حماسه بسیار، فریاد «حیدر ... حیدر» سر میدهند و با هر ضربه طبل و نوای شیپور، ضربهای بر فرق سر میزنند. گاه این ضربهها چنان شدید است که فرق سر را شکافته و خون بسیاری از آن جاری میسازد. در برخی موارد نیز افراد از هوش رفته و بر زمین میافتند و یا از شدت ضربهها جان میدهند ...
گروه سرشکافته و خونآلود قمهزنان، چنان منظره دهشتناکی پدید میآورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچیان را فرا میگیرد... خون، با نخستین ضربه فوران میزند؛ اما گاه برخی آنچنان به شور و هیجان میآیند که ضربههای محکمی بر سر فرود آورده و خون بیشتری از سر خود جاری میسازند. برخی نیز با سطح قمه بر سر ضربه میزنند تا خطر کمتری برایشان داشته باشد. قمهزنان بلافاصله پس از پایان مراسم به حمامهای عمومی رفته و پس از مداوای زخمهایشان به شیوهای سنتی، خود را شسته و بهبود مییابند. آمادهسازی قمهها و کفنها و گروههای موزیک و دیگر لوازم مورد نیاز، بر عهده هیئتهای عزاداری است. جمعآوری کمکهای مردمی و دادن مبلغی به شاعر، نوحهخوان، سخنران و دیگر مخارج نیز بر عهده هیأتها است.» (1)
قمهزنی نیز مثل شبیهخوانی، از دیرباز مورد اختلاف نظر علما و پیروان و مقلدین آنان بوده و به استفتاء و افتاء مبنی بر جواز یا عدم جواز آن میپرداختهاند.
پینوشت:
1- تراژدی کربلا، ابراهیم حیدری، ترجمه علی معموری .
منبع:
دست پنهان، دفتر فرهنگی فخرالائمه(علیهم السلام)
در ابتدا باید از توجه شما عزیزان به وبلاگ کرگل کمال تشکر رو داشته باشم.
آفتاب عزیز
خیلی از توجه شما متشکرم. در ضمن وبلاگ جالبی هم دارید. به وبلاگتون سر زدم و نظرم رو نوشتم.
شیخ صادق
از شما استاد محترم واقعا متشکرم به وبلاگ شاگردتان سر زدید
خدمت بعض طلاب که گفتند سایت بعضی از مجتهدها را ننوشتم عرض کنم که شما نام مجتهد رو بگویید تا من آدرس سایت ایشان رو قرار بدم
علی آقا
من هم امیدوارم شیعیان هرکجای جهان هستند در امنیت و آسایش زندگی کنند
آقا صادق و اسماعیل
چشم . از این به بعد زودتر وبلاگ رو آپدیت می کنم
آقای نظیر
از شما هم متشکرم. به وبلاگ شما هم سر زدم و نظرم رو نوشتم
همان
واقعا از شما متشکرم. انشاالله دعای شما مستجاب بشود
